عماد الدين حسن بن علي الطبري
193
مناقب الطاهرين ( فارسي )
حادثهء بدر از سبب نگونسارى لوا بود . و طلحه بيرون آمد و مبارز خواست . امير المؤمنين عليه السّلام در مقابل وى بيرون آمد و گفت : من انت ؟ گفت : طلحة بن ابى طلحه . گفت : تو كيستى ؟ گفت : علىّ بن ابى طالب . ضربات چند ميان ايشان برفت . امير المؤمنين ( ع ) ضربتى بر سر وى زد كه هر دو چشمش بيرون آمد . بيفتاد و نعرهاى زد كه آواز چنان هايل كسى نشنيده بود . و لوا از دستش بيفتاد و فى الفور به دوزخ رسيد . برادر وى مصعب لوا بگرفت و پيش عاصم بن ثابت رفت . عاصم او را تيرى بزد و بكشت . برادر ايشان عثمان نام لوا برداشت . هم عاصم تيرى ديگر به وى انداخت و او را نيز بكشت . عثمان را غلامى بود شجاع و دلاور صواب نام ، لوا برداشت . امير المؤمنين ( ع ) ضربتى بر وى زد و دست راست او بيفكند . او لوا به دست چپ گرفت . ضربتى ديگر بزد و دست چپش نيز بيفكند . وى لوا بر سينه گرفت و دستهاى بريده به گرد وى درآورد . ضربتى ديگر بر حلق وى زد و او را به دوزخش فرستاد و لوا منكوس شده مشركان به هزيمت برفتند هزيمتى زشت و قبيح . و لواى قريش بعد از قتل صواب ، عمره بنت علقمه كنانيّه برداشت . و هند بنت عتبه در ميان لشكر ايستاده بود . هر كه از ايشان بگريختى ، ميلى و سرمهدانى به دست وى دادى و گفتى : تو در اين ساعت زنى . بيا و سرمه در چشم كن . چون به مكّه رسى چرخ و پنبه نيز بدهم . و حمزه در آن ميان حملههاى مردانه مىبرد و به حملهء وى دشمن پايدار نبودى . هند لعينه ، مادر معاويه ، جدّهء يزيد لعين ، زن ابو سفيان لعين كه با رسول ( ص ) هشتاد و چهار حرب كرد ، با وحشى كه بندهء جبير بن مطعم بود از حبشيان قبول كرده بود كه اگر تو محمّد يا على يا حمزه ، يكى از ايشان را بكشى ، چندين مال به تو دهم . وحشى لعين گفت : امّا من بر محمّد